مسعود شصتچی با ۱۸سال تأخیر دوباره روی آنتن تلویزیون آمد. مهران مدیری که پس از موفقیت سریال «مرد هزارچهره» درنوروز۱۳۸۷، بلافاصله فصل دومش را با عنوان «مرد ۲هزار چهره» در نوروز ۱۳۸۸ روی آنتن برده بود، نزدیک به ۲دهه صبر کرد تا به فصل سوم ماجراهای مسعود شصتچی رسید. «مرد هزارچهره» یادآور دوران اوج مهران […]
غرب به ارتش مسلح افغانستان اعتمادی نداشت که بتواند موفقیتی از خود در برابر طالبان نشان دهد. تصمیم برای خروج، تصمیم برای کنار گذاشتن افغانستان بود. کسی که می خواست منابع معدنی در آن جا را در دست داشته باشد یا زمین هندوکش را به عنوان سنگر کنترل ژئوپلیتیک آسیای مرکزی توسعه دهد، افغانستان را کنار نمی گذاشت.
همانطور که قابل پیش بینی بود گروهی از تندروها، دشمنان خارجی فرصت طلب واشنگتن و حتی برخی از مفسران معمولاً معقول به این نتیجه رسیده اند که اعتبار ایالات متحده بر اثر شرایطی که در افغانستان بروز کرده، آسیب دیده یا از بین رفته است. شاید اظهارات گلوبال تایمز که جنبه ی تبلیغاتی علیه آمریکا دارد، قابل درک باشد. اما دیگران باید در اظهاراتشان بیشتر دقت کنند. در واقع، دلایل زیادی وجود دارد که معتقد باشیم نتیجه تراژیک در افغانستان بر اعتبار ایالات متحده تأثیر چندانی نخواهد گذاشت و شاید اصلاً تأثیر نگذارد.
عراق نمیتواند به ایران یا عربستان فشار وارد کند، چرا که از وزنه بین المللی یا منطقهای برخوردار نیست و اهرم فشاری برای به کار گیری علیه بازیگران منطقهای ندارد. بنابراین، بغداد احتمالا نقش کانال غیر مستقیم سعودی با ایران را عهده دار میشود و چه بسا نقش سپر ایران در برخی پروندهها را داشته باشد، اما عملا هیچ قدرتی برای تاثیرگذاری در هیچ پرونده منطقهای ندارد.
تا همین اواخر، ترکیه به همان اندازه که به تجارت و دیپلماسی تکیه داشت، برای کسب قدرت در محیط بین الملل به موقعیت جغرافیایی کلیدی خود بین اروپا و خاورمیانه نیز متکی بود. اما در بحبوحه یک دهه بی ثباتی ناشی از قیامهای بهار عربی در سال ۲۰۱۱، آنکارا برای حفظ خود در برابر تهدیدها و دستیابی به آرمان هایش برای تبدیل شدن به یک قدرت منطقهای به رویکردی قدرت محور روی آورده است.
سیر تحولات پیشرو در افغانستان پیشبینی آینده این کشور را مشکل کرده اما نکتهای که همه روی آن توافق دارند فعال شدن بازیگرانی است که تا قبل از این تلاش میکردند در حاشیه وقایع قرار گیرند.
دولت ترامپ و بایدن بیش از یک سال هشدارهایی را از طرف ارتش و دیپلمات ها، کنگره و گروه مطالعاتی اش، بازرس کل خود و سازمان ملل متحد در مورد سقوط دولت افغانستان دریافت میکردند. این هشدارها همچنین به معنای تجدید حیات القاعده بود.
علیرغم تلاش های جدید، مذاکرات احیای توافق هسته ای ایران در بن بست قرار دارد. به گفته ی کارشناسان، لازم است که تهران و واشنگتن برای دستیابی به یک حد وسط در مورد خواسته های حداکثری خود مصالحه کنند.
«نیویورکتایمز» جزئیات بیشتری از سفر رئیس سیا به کابل را افشا کرد. این مقام آمریکایی صرفا برای تمدید و تعویق زمان خروج به کابل نرفته بود. او دستور کار مذاکرات گستردهای با طالبان داشت. «برنز» در کابل با ملاعبدالغنی برادر دیدار کرد. در گزارشی دیگر اوضاع کابل در روزهای پس از سقوط تشریح شده است. چشمانداز اقتصاد افغانستان نیز در یک پرونده بررسی شد.
چالش بسیار بزرگتر برای وضعیت جهانی آمریکا، داخلی است. جامعه آمریکا عمیقاً دوقطبی شده و تقریباً در مورد هیچ چیزی به اجماع نرسیده است. این دوقطبی شدن بر سر موضوعات رایج سیاست مانند مالیات و سقط جنین آغاز و از آن به بعد به نزاع تلخی بر سر هویت فرهنگی تبدیل شد. تقاضای به رسمیت شناختن گروههایی که احساس میکنند توسط نخبگان به حاشیه رانده شده اند، چیزی بود که من ۳۰ سال پیش به عنوان پاشنه آشیل دموکراسی مدرن تشخیص دادم.
خروج از افغانستان نباید ما را به این سمت سوق دهد که تصور کنیم سرنوشت آمریکا مانند سرنوشت شوروی پس از خروج از افغانستان میشود، چرا که این دو تفاوت زیادی با یکدیگر دارند، شوروی قبل از حمله به افغانستان در نزدیکی فروپاشی بود و آن حمله به منزله زدن میخ آخر بر پیکره بی جان شوروی بود، در حالی که با وجود شکستهای نظامی، تمام حملات آمریکا بی فایده نبوده و حمله این کشور به عراق، موجب تامین امنیت اسرائیل برای دهههای اینده شد و سنگ بنایی بود برای ویرانی منطقه و تغییر ترکیب آن به نفع آمریکا و غرب.