مسعود شصتچی با ۱۸سال تأخیر دوباره روی آنتن تلویزیون آمد. مهران مدیری که پس از موفقیت سریال «مرد هزارچهره» درنوروز۱۳۸۷، بلافاصله فصل دومش را با عنوان «مرد ۲هزار چهره» در نوروز ۱۳۸۸ روی آنتن برده بود، نزدیک به ۲دهه صبر کرد تا به فصل سوم ماجراهای مسعود شصتچی رسید. «مرد هزارچهره» یادآور دوران اوج مهران مدیری بهعنوان یکی از مهمترین سرگرمیسازان تلویزیون بود و از اواخر دهه۸۰، رابطه مدیری و مدیران وقت تلویزیون شکرآب شد و او از تلویزیون – که خاستگاهش بود- به شبکه نمایش خانگی رفت. در دهه۹۰ که روابط مدیری و تلویزیون ترمیم شد، او به سیما بازگشت و هم برنامه ساخت و هم سریال، ولی بهندرت موفق شد خاطره خوش دوران طلاییاش را تکرار کند. جمعهشب گذشته اما وقتی نخستین قسمت از سریال «مرد۳هزار چهره» پخش شد بخش زیادی از تماشاگران یاد و خاطره مدیری قدیم را زنده کردند؛ کمدیسازی که با بازگشت به حیطه آشنایش موفقتر از همه این سالها ظاهر شده است. قاعدتا برای قضاوت درباره یک سریال، نمیشود به قسمت اولش بسنده کرد ولی نمیتوان انکار کرد که بازگشت کاراکتر مسعود شصتچی حکایت از بازگشت مدیریای دارد که سالها نبض مخاطب را در دست داشت و با زبان طنز نسبت به رخدادهای اجتماعی – سیاسی پیرامونش واکنشهای بامزهای نشان میداد.
هر سریال جدیدی از مهران مدیری چه از شبکه نمایش خانگی و چه از تلویزیون کنجکاویبرانگیز است. مدیری نامی است که دستکم نمیتوان از دیدن قسمت اول سریالش گذشت. دوستداران او در سالهای اخیر با تجربهای که از کارهای دهههای گذشتهاش دارند، سریالش را در نخستین قسمتش تماشا کردهاند و هر بار ناامید برگشتهاند. «ششماهه» او که دیماه گذشته از تلویزیون پخش شد و بازگشت مدیری به تلویزیون بعد از چندین سال بهحساب میآمد، آنچنان ناامیدکننده بود که کمتر کسی را میتوان سراغ گرفت که تا آخرین قسمتش را دیده باشد. او پیشتر هم سریال
«قهوه پدری» را برای شبکه نمایش خانگی ساخته بود که یک شکست تمامعیار بود.
با این پیشینه او حالا با مرد ۳هزارچهره و شخصیت مسعود شصتچی به تلویزیون برگشته که نخستین قسمتش جمعه روی آنتن رفت. فصلهای پیشین این سریال سالهای
۸۷ و ۸۸ پخش شد و بسیار موفق بود. مدیری در نقش مسعود شصتچی شخصیت تازهای با ویژگیهای خاص حرفزدن و راهرفتن خلق کرده بود که هم بامزه بود و هم دوستداشتنی.
ضمن اینکه موقعیتهایی که برایش پیش میآمد و مجبور میشد نقش شخص دیگری را بازی کند، کاملا باورپذیر مینمود.
مرد ۲هزارچهره هم بعد از موفقیت مردهزارچهره ساخته شد و باز هم مهران مدیری موفق شد سریال محبوب دیگری برای تماشاگران آن زمانش بسازد. حالا اما مدیری کار سختتری در پیش دارد.
از سمت مخاطب عام تلویزیون نه کار او با سریالهای مشابه ایرانی و خارجی مقایسه میشود و نه خودش با کارگردانهای دیگر. او با خودش مقایسه میشود.
با اینکه سعی شده در این سریال اتفاقات روز گنجانده شوند تا بهروز باشد، مثل شوخی با برنامه «کتابباز» سروش صحت که در همین قسمت اول دیدیم، اما همچنان سریال با ترفندها و شوخیهای قدیمی مدیری پیش میرود. با همه اینها قضاوت درباره سریال با اتکا به یک قسمت آن امکانپذیر نیست. ممکن است در قسمتهای بعدی سریال نکتهها و لحظههای خوبی باشد که باز هم تماشاگران قدیمی کارهای مدیری را جذب کند. اما بههرحال او کار سختی در پیش دارد، چراکه تماشاگر اینروزها تماشاگر دهه۸۰ نیست و با وجود دشواریهای بسیار، دیگر بهسادگی به هر چیزی نمیخندد.
منتقدان چه میگویند؟
سحر صادقی :
همه شوخیها به یک اندازه موفق نیستند و در برخی لحظات بهجای اینکه طنز از دل موقعیت بیرون بیاید، زبان کمدی آثار قدیمی مدیری دوباره تکرار میشود. اینجا مرزی وجود دارد که «مرد ۳هزارچهره» باید مراقب آن باشد؛ مرز بین نوستالژی لذتبخش و تکرار فرمولی که دیگر تازگی ندارد.
نیلا شهری :
یکی از موفقیتهای قسمت نخست، معرفی سریع و نسبتاً دقیق جهان داستانی است. راننده، کارمندان، خود مسعود شصتچی و حتی همسر او، هرکدام در ساخت این جهان نقش دارند و سریال زمان زیادی را صرف معرفی شخصیتها و موقعیتهای فرعی نمیکند… البته نمیتوان انکار کرد که هیچکدام از قسمتهای جدید نمیتوانند بهسادگی جای تجربههای قبلی این مجموعه را بگیرند.
پخش «مرد ۳ هزار چهره» در حالی آغاز شده که قسمت ابتدایی آن با طوفانی از واکنشهای کاربران در شبکههای اجتماعی همراه بوده است. شوخی های مدیری با چهرههایی مانند مجتبی شکوری و مسعود فراستی بحثهای زیادی را میان بینندگان برانگیخت که نمود آن را می توان در شبکه های اجتماعی مشاهده کرد.می توان گفت در سال های اخیر کمتر پیش آمده که پخش یک سریال از تلویزیون این میزان بازخورد به همراه داشته باشد.







ثبت دیدگاه