این روزنامه مستقر در واشنگتندیسی که اخبار مربوط به کنگره آمریکا را به طور مشخص پوشش میدهد، در این گزارش مینویسد: دونالد ترامپ مدعی است که پیش از انتخابات، حملات به ایران را از سر نخواهد گرفت. با این حال، روشن نیست که برای پس از انتخابات چه برنامهای دارد. این جنگ خودخواسته، علاوه بر سلب اختیارات جنگی کنگره، آسیبزدن به اقتصاد و گرفتن جان آمریکاییها و ایرانیها، عهدی مقدس میان روسای جمهور آمریکا و خانوادههای این کشور را نیز نقض میکند و آن هم چیزی نیست جز ضمانتی که بر پایه آن، پسران و دختران ما تنها زمانی به جنگ فرستاده میشوند که امنیت ملی با خطری آشکار و فوری روبهرو باشد و هیچ گزینهای جز توسل به قدرت نظامی در کار نباشد.
در عوض، ظاهرا طمع، کینههای شخصی، منیت و البته ناتوانی ترامپ در درسگرفتن از تاریخ، همه و همه در شکلگیری این جنگ نقش داشتهاند.
طمع: بر پایه گزارش شبکه خبری سیانبیسی، ترامپ در شرکتهای نفت و گاز سرمایهگذاری کرده است. ارزش ۹ سهام بزرگ او در ۶ ماه نخست جنگ، بهاندازه ۴.۴ میلیون دلار به جیب او سرازیر کرده است. به ادعای سیانبیسی «هیچ شواهدی» وجود ندارد که نشان دهد ترامپ یا مدیران سرمایهگذاریاش از اطلاعات محرمانه و پیشاپیش برای انجام معاملات سهام استفاده کرده یا اجازه دادهاند این سرمایهگذاریها بر سیاستهای اتخاذی او اثر بگذارند. با این حال، این یکی از بیشمار نمونههایی است که ترامپ نمودی از تعارض منافع ایجاد کرده است، حتی اگر فرض بگیریم که تعارض منافع واقعی در میان نباشد(!)
طبق گزارشها پسران ترامپ که در چندین شرکت مرتبط با صنایع دفاعی سرمایهگذاری کردهاند، از زمان بازگشت پدرشان به کاخ سفید، میلیاردها دلار قرارداد دفاعی به چنگ آوردهاند. این سرمایهگذاریها بار دیگر نمود دیگری از تعارض منافع را ایجاد میکنند؛ بهویژه با توجه به اینکه پنتاگون قصد دارد تا هم برای بازتامین ذخایر رو به اتمام مهمات و تجهیزات نظامی و هم خسارات واردشده به پایگاههایش در منطقه خلیج فارس (ناشی از حملات تلافیجویانه ایران)، بیش از یک تریلیون دلار هزینه کند.
کینه شخصی: ترامپ راهحل دیپلماتیک، یعنی توافقی که در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما با هدف محدودکردن برنامه هستهای ایران منعقد شده بود را کنار گذاشت و جنگ را برگزید؛ او با ادعای ایرادهای مشخص در سیاستهای مندرج در آن توافق، آمریکا را به طور یکجانبه از آن خارج کرد. با این حال، گفته میشود که نفرت و کینه شخصی او از باراک اوباما، رئیس جمهوری اسبق آمریکا، نیز در این تصمیم بیتاثیر نبوده است. سفیر انگلیس در یک پیام دیپلماتیک محرمانه، موضع ترامپ را «اقدامی در راستای تخریب دیپلماسی و ظاهرا با انگیزههای ایدئولوژیک و شخصی» توصیف کرده بود.
خودخواهی: چندین تن از کارشناسان سیاست خارجی، از جمله رابرت کِیگن از اندیشکده «بروکینگز»، معتقدند که اهداف ترامپ در ایران قابل دستیابی نیستند. با این حال، ترامپ بارها و بارها نشان داده است که حاضر یا قادر نیست که شکست را بپذیرد؛ از جمله این موارد میتوان به انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۰ آمریکا و در ماجرای حمله به ساختمان کنگره در ۶ ژانویه ۲۰۲۱ موسوم به «شورش ششم ژانویه» اشاره کرد. با توجه به روایتهای بسیار متفاوت پنتاگون و منابع مستقل، همچنان نمیدانیم که تا اینجای کار چند نیروی نظامی آمریکایی در این جنگ کشته شدهاند. شمار کشتهشدگان غیرنظامی نیز هزاران تن برآورد میشود.
به باور نگارنده، جنگ ویتنام به آمریکاییها آموخت که به تعویق انداختن صلح چه بهایی دارد. ریچارد نیکسون در سال ۱۹۶۸ با وعده پایاندادن به جنگ ویتنام نامزد ریاست جمهوری شد. زمانی که لیندون جانسون، رئیس جمهوری وقت آمریکا، در آستانه دستیابی به توافقی برای برقراری آتشبس میان ویتنام شمالی و جنوبی بود و امید داشت که این توافق به پیروزی هیوبرت هامفری(معاون جانسون) بر نیکسون در انتخابات پیش رو کمک کند، نیکسون پیامرسانی را به ویتنام جنوبی فرستاد و از آنها خواست تا منتظر بمانند و وعده داد که در دوران ریاست جمهوریاش، توافق بهتری نصیبشان خواهد شد. ابتکار صلح جانسون فروپاشید و جانسون در محفلی خصوصی، اقدام نیکسون را «خیانت» خواند.
اسناد ریاست جمهوری نیکسون حاکی از آن است که او با آگاهی از اینکه پیروزی نظامی در جنگ ممکن نیست، پا به کاخ سفید گذاشت. با این حال، جنگ را ادامه داد و پنهان از کنگره، فرمان عملیات نظامی را صادر کرد. بهاصطلاح دغدغه و نگرانی او، اعتبار آمریکا در جهان، بقای ویتنام جنوبی و دستیابی به «صلحی آبرومندانه» بود. اما نوارهای صوتی و اسناد نشان میدهند که نیکسون افزون بر این به اصطلاح نگرانی، جنگ را با هدف جلوگیری از فروپاشی دولت ویتنام جنوبی و تاثیر منفی آن بر کارزار انتخاباتیاش برای دور دوم ریاستجمهوری در سال ۱۹۷۲ ادامه داد.
در جریان چهار سال، یعنی حد فاصل مداخله نیکسون در روند صلح جانسون و انتخابات ۱۹۷۲، بیش از ۲۰ هزار نظامی آمریکایی کشته و بالغ بر ۱۰۰ هزار نفر زخمی شدند. همچنین طبق گزارشها، بیش از یک میلیون ویتنامی جان باختند؛ و این بهای سنگین رئیس جمهوری بود که «توان دست شستن از جنگی شکستخورده را نداشت.»
جان فَرِل که زندگینامه نیکسون را به رشته تحریر درآورده است، در پایانبندی آن نوشت: اکنون با توجه به جان انسانهایی که در میان بوده و یک دهه قتل عام که پس از آن در جنوب شرق آسیا رخ داد، باید رفتارهایی که بهنظر مجرمانه بودهاند را سبکوسنگین کنیم؛ رفتارهایی که شاید از هر کاری که نیکسون در (رسوایی) واترگیت انجام داد، سزاوار سرزنش و محکومکردن بیشتری باشند.
غفلت از تاریخ: جنگ ویتنام همچنین درسهای دشوار دیگری درباره جنگهای مدرن به آمریکاییها آموخت. ژنرال کالین پاول چند مورد از این عبرتها را در قالب دکترین پاول دستهبندی کرد. مطابق این دکترین، آمریکا باید تنها بهعنوان آخرین گزینه و آن هم زمانی از نیروی نظامی استفاده کند که منافع حیاتی امنیت ملیاش در معرض خطر قرار گرفته، اهداف جنگ روشن، مخاطرات و هزینهها بهطور کامل ارزیابی شده، راهبردی منطقی برای خروج از جنگ وجود داشته و جنگ از حمایت گسترده داخلی و بینالمللی برخوردار باشد. ترامپ این دکترین را به طور کامل نادیده گرفته است.
به گزارش ایرنا نشریه هیل در پایان این مطلب انتقادی میآورد: اگر ترامپ تا پیش از ژانویه(سال آینده) به جنگ پایان نداده باشد، کنگره بعدی باید این کار را انجام دهد. اما چنین اتفاق تنها زمانی رخ خواهد داد که رایدهندگان در انتخابات سوم نوامبر نمایندگانی را انتخاب کنند که بهاندازه کافی قانونمند، پایبند اصول و شجاع باشند تا رئیس جمهور را بهطور موثق به برکناری تهدید کنند. جنگ در ایران است، اما اکنون توپ در زمین رایدهندگان آمریکایی قرار دارد.








ثبت دیدگاه