واعظ آشتیانی :شعارهای غیر عملی توهین به شعور مردم است
  • بهمن ۲۱, ۱۳۹۹ ساعت: ۱۹:۳۹
  • شناسه : 14872
    13
    اصولگرایان و انتخابات 1400 به نظر می‌رسد اصولگرایان که بهارستان را در اختیار دارند نسبت به پیروزی خود در انتخابات ۱۴۰۰ مطمئن هستند که در ماه‌های پایانی دولت با روحانی و مردانش برخورد می‌کنند.
    پ
    پ

    این در حالی است که عملکردهای مجلس یازدهم اصلا نشانی از عملکرد مطلوب در جهت رضایت جامعه ندارد و آنها حتی به مرزهای وعده‌‌های داده شده خود نزدیک هم نشدند. با این حال بسیاری از مقامات و دلسوزان نظام معتقدند که مجلس و دولت با تعامل و همکاری می‌توانند در حل مشکلات کشور موفق‌تر ظاهر شوند. در این راستا برای بررسی اختلافات دولت و مجلس، نگاه مردم به عملکرد مسئولان، انتخابات ۱۴۰۰ و نگاه اصولگرایان به این انتخابات«آرمان ملی» با امیررضا واعظی آشتیانی معاون وزیر صنعت دولت نهم و فعال سیاسی اصولگرا به گفت و گو پرداخته است که می‌خوانید.

    تــقابل دولت و مجلس را در موضوعات مختلف به ویژه بحث بودجه ۱۴۰۰ چگونه ارزیابی می‌کنید و چرا با وجود تاکید مقام معظم رهبری بر لزوم پرهیز از اهانت و هتک حرمت به مسئولان باز هم بعضا شاهد چنین فضایی هستیم؟

    اگر بخواهیم فارغ از هیجانات به موضوع بپردازیم کار دشواری نیست. اصولا کسانی که می‌خواهند مغلطه کنند و در کارهایشان سفسطه را ملاک قرار دهند عموما کسانی هستند که به جر زنی عادت کردند. لذا این مساله را باید فارغ از تعصبات تحلیل کرد. فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه حرمت‌ها و احترام‌ها حفظ شود و گفتمان سازنده شکل گیرد صرفا برای مجلس نیست و برای سایر قوا نیز هست و فرقی نمی‌کند. ما متاسفانه در یکی دو دهه اخیر شاهد بوده و هستیم که از ادبیات نامناسب در گفتمان‌های سیاسی استفاده می‌شود و این مساله تبدیل به یک ناهنجاری شده که به بخش‌ها و سطوح دیگر کشور نیز سرایت کرده است. زمانی می‌گفتیم ناهنجاری‌های گفتمانی در ورزش است اما حال می‌بینیم که در عالم سیاست نیز وجود دارد و این ادبیات با شکل دیگری به جاهای دیگر سرایت می‌کند. در بحث اخیر بودجه که موجب اختلاف بین مجلس و دولت شد به نظر من بودجه دولت کاملا سیاسی بود و دولت می‌دانست که مجلس در مقابل این موضوع مقاومت خواهد کرد. دولت با این بودجه‌ای که نوشته در سال ۱۴۰۰ نهایت ۴ ماه میهمان مردم خواهد بود و گرفتاری و مشکلات برای دولت بعد خواهد ماند. اعتقاد من این است که دولت در نوشتن بودجه هم سیاسی کاری کرد و هم اینکه بودجه را عالمانه ننوشت. مردم کوچه و بازار نیز متوجه شدند که دولت در بخش‌هایی که مسائلی را مطرح کرده نهایتا مشکلاتی را ایجاد می‌کند. با این حال گرچه مطالبه گری حق مجلس است اما هیچ مرجع، نماینده و مسئولی حق ندارد برای مطالبه‌گری از ادبیات نامناسب استفاده کند. ما اگر بتوانیم این تمرین چگونه گفتمان کردن را حداقل برای انتخابات ۱۴۰۰ یاد بگیریم می‌توان به جرات گفت که زمینه‌های یک گفتمان سازنده که مبتنی بر انصاف، عقلانیت و به دور از هیجان است را می‌توان رقم زد. چه بسا ما در انتخاب‌‌های گذشته اصلا گفتمان‌های خوبی را نداشتیم و سرایتش به جامعه بوده و باعث شده تا حتی جاذبه‌های اجتماعی جامعه نیز تحت تاثیر قرار بگیرد. در مجموع معتقدم فرقی نمی‌کند که دولت، مجلس، قوه قضائیه یا هر نهاد دیگری باشد؛ این مطالبه‌گری حق همه است اما مطالبه‌گری باید به گونه‌ای باشد که خدشه‌ای به شخصیت طرفین وارد نشود و احترام فی مابین برقرار باشد و از متلک‌گویی و متلک پرانی توسط بخش اجرائی و مجلس پرهیز شود. امروز مردم از نوع گفتمانی که انجام می‌گیرد و همراه با بداخلاقی و چالش‌های فرهنگی است متاثرند. اگر بنا است در انتخابات ۱۴۰۰ حضور حداکثری مردم را شاهد باشیم حداقل برای رضای خدا و باور مردم ثابت کنیم که اگر مسئولان مطالبه‌ای از یک قوه می‌کنند در جهت منافع مردم است.

    با وجود اینکه بسیاری صحبت از لزوم تعامل بین دولت و مجلس را مطرح می‌کنند و دولت نیز بارها نسبت به تعامل با مجلس روی خوش نشان داده اما بارها دیدیم که مجلس کوتاه نیامده و درصدد تقابل بوده؛ برخی معتقدند که این نوع رفتار سویه و مصرف انتخاباتی دارد؛ تحلیل شما چگونه است؟

    من بارها به این مساله اشاره کردم که تعامل دوسویه است و فقط در حرف و شعار نیست تعامل نیاز به عمل دارد. اینکه یک مسئولی صحبت از تعامل کند و دو ساعت بعد در گفت‌وگو‌ای شروع به متلک‌پرانی کند اسمش تعامل نیست. نمی‌شود تیتر روزنامه‌ها را از تعامل پر کنیم و در یک گردهمایی با متلک پرانی شروع کنیم و یکسری مسائل را مطرح کنیم. البته فرقی نمی‌کند که دولت باشد یا مجلس این تعامل باید دوسویه باشد، شعاری نباشد و کاربرد انتخاباتی نداشته باشد. یعنی اگر بنا است در جهت منافع مردم گام برداریم در عمل باید نشان دهیم که تعامل برقرار است. البته باید این را هم بدانیم که تعامل تعریف دارد و این نیست که هر آنچه دولت آورد را مجلس بپذیرد و اسمش را تعامل بگذارند یا احیانا برعکس آن اتفاق افتد. معنا و مفهوم تعامل این است که به نگاه کارشناسی احترام گذاشته شود. حال؛ دولت یا مجلس هر کدام که نگاه کارشناسی مستدل‌تر، منطقی‌تر و در جهت استیفای حقوق مردم، کمک به معاش مردم، اقتصاد، اشتغال و عرصه‌های مختلف است باید احترام بگذاریم. با این حال وقتی نگاه می‌کنیم می‌بینیم چیزی که مهم نیست بحث کارشناسی است. بله در برخی موارد هم شاهدیم که صحبت‌های برخی افراد هم برد انتخاباتی پیدا می‌کند و نوع نگاه برخی دیگر نیز مبتنی بر لجاجت است که آن را پشت بحث تعامل پنهان می‌کنند اینگونه نمی‌توان گفت که به تعامل می‌رسیم.

    بعضا شاهدیم که برخی از نهادها، مسئولان یا حتی جریان‌های سیاسی همواره از حل مشکلات مردم صحبت می‌کنند اما در عمل آنطور که باید در این راستا قدمی برداشته نمی‌شود؛ اساسا این استفاده از اسم مردم برای پیشبرد کارها بر دیدگاه مردم بر عملکرد و روندها تاثیر نمی‌گذارد؟

    من خودم اعتقاد دارم که جریان‌های سیاسی چه در قالب شخصیت حقوقی و فردی وقتی می‌خواهند وارد انتخاباتی شوند شعار‌هایی را بدهند که بتوانند بدان عمل کنند. شعاری که کاربرد صرفا مقطعی دارد یعنی توهین به شعور مردم. لذا باید افراد یا گروه‌هایی که وارد عرصه انتخابات از هر نوعی می‌شوند با توجه به امکانات، چارچوب و وظیفه‌ای که دارند شعارهایی را بدهند که شدنی باشد. ما وقتی می‌گوییم که به عنوان مثال کشور یا مجموعه‌ای نیاز به چشم انداز دارد یعنی این چشم‌انداز قابلیت اجرا، اندازه‌گیری و نظارت داشته باشد. در ارتباط با شعار دادن هم همینطور است باید این قابلیت‌ها را داشته باشد. ضمن اینکه یکسری از شعارها وجود دارد که شاید به یک دوره نمایندگی یا یک دوره ریاست جمهوری جواب ندهد و نیازمند زمان بیشتری باشد. برای همین امر است که دوره ریاست جمهوری را دو ۴ سال در نظر می‌گیرند که اگر آن دولت برنامه‌ریزی داشت که نتایج آن در دولت بعدی می‌آمد با انتخاب دوباره رئیس جمهور مستقر وی بتواند برنامه‌های خود را ادامه دهد. از این رو اعتقاد من بر این است که چقدر خوب است کسانی که بر روی شعارهای شدنی اجماع می‌کنند همان شعارها را دنبال کنند تا محقق شود. البته نباید از این مساله نیز ساده گذشت که محقق نکردن شعارها می‌تواند ریزش اجتماعی را برای گروه، جریان یا شخص رئیس دولت به همراه داشته باشد.

    در آستانه چــهل و ســومین سالگرد پیروزی انقلاب و با توجه به نارضایتی‌های موجود در جامعه نگاه مردم به جریانات سیاسی و انتخابات ۱۴۰۰ را چگونه می‌بینید؟

    بخش قابل توجهی از جامعه عملکرد برخی از مسئولان که در انجام وظایفشان ناتوان هستند را از نظام جدا می‌دانند. مردم نظامشان را دوست دارند، پای آن هزینه دادند و حاضر نیستند که نظام و ارزش‌‌های آن را به پای عملکرد ضعیف یک مسئول بگذارند. مردم باید بپذیرند که در کشوری زندگی می‌کنند که انتخابات در اختیار خودشان است. بدین صورت که نماینده مجلس و رئیس جمهور و اعضای شورای شهر را خود به صورت مستقیم انتخاب می‌کنند. لذا انتخاب آگاهانه و با بصیرت مردم می‌تواند دستاوردهای خوبی را به دنبال داشته باشد. رئیس‌جمهور یا نماینده‌های مجلس را که منصوب نمی‌کنند بلکه خود ما مردم به آنها رای می‌دهیم. پس خود ما مردم و البته بخشی از جامعه باید بپذیرد که این شرایط فعلی حاصل انتخاب خودشان است. با این حال جالب است کسانی که در مورد عملکرد دولت‌های یازدهم و دوازدهم نظراتی را دارند از سلبریتی‌ها گرفته تا اصلاح طلبان که خود را شریک دولت می‌دانستند نمی‌پذیرند که این نتیجه رای آنها است.

    البته اصلاح‌طلبان حامی دولت بودند نه شریک دولت!

    اصلاح‌طلبان شریک دولت هم بودند، چراکه اگر در اجزای مختلف هم نگاه کنید از استاندارها تا ادارات مختلف در شهرهای مختلف همه اصلاح‌طلبند. به هر جهت این اتفاقات دست به دست هم داده و منجر به این شده که امروز مردم از عملکرد اقتصادی، تولید، اشتغال و …. ناراحتند. این انتخاب مردم است. آن دسته از مردم امروز از عملکرد مسئولانی ناراحتند که به آنها رای دادند اما دولت نتوانسته به مطالباتی که مدنظر جامعه بوده جامه عمل بپوشاند. نکته جالب‌تر اینکه امروز سلبریتی‌هایی که حنجره خود را پاره کرده و برای دولت تبلیغات می‌کردند امروز طلبکارند.

    اینکه دولت در برخی امور به ویژه در بحث اقتصاد و معیشت مردم قصور داشته قبول، اما فکر نمی‌کنید سایر مولفه‌های تاثیرگذار داخلی و خارجی از جمله تحریم‌ها بر عملکرد دولت تاثیر گذاشته و شرایط فعلی را به وجود آورده است؟

    من ضریب این موضوع تحریمی که یک عده ادعا می‌کنند را کمتر می‌بینم. ما بیشتر مشکل دانایی در مدیریت، عدم شایسته‌سالاری و انتخاب قبیله‌ای، گروهی و سیاسی در انتخاب مدیران داریم وقتی که شما دایره انتخاب مدیران ارشد را محدود می‌کنید ناخودآگاه یا خودآگاه متوسل به مدیران رده سوم و رده چهارم برای مدیریت ارشد می‌شوید. فرقی هم نمی‌کند که دولت باشد یا مجلس. مجلس را هم مردم انتخاب می‌کنند. اگر درست انتخاب کنند به نفعشان است و اگر هم درست انتخاب نکنند مطالباتشان بر زمین می‌ماند. لذا چه در انتخاب رئیس جمهور، چه مجلس، چه شورای شهر مردم هستند که تعیین می‌کنند چه کسی و با چه عملکردی بر مناصب مشخص بنشیند. ما کمتر کشوری را در دنیا می‌بینیم که مردم مستقیم رئیس‌جمهور را انتخاب کنند. وقتی چنین موضوعی وجود دارد چگونه می‌خواهیم قضاوت کنیم که حضور مردم در پای صندوق‌های رای چگونه خواهد بود؟ من فکر می‌کنم مردم در این دوره باید تلاششان بر این باشد که بهترین را با یک قضاوت منطقی، منصفانه و داشتن کارنامه‌ای موفق از کاندیداها انتخاب کنند و به آنها رای دهند. یک بار هم که شده همه ملت متفقا به یک نیروی کارآمد رای بدهیم. البته ما نمی‌توانیم مطلق بگوییم که این دولت ناموفق بوده است، چراکه در این دولت نیز قطعا کارهای زیربنایی انجام شده است. کارهای زیربنایی به ندرت دیده می‌شود اما یکسری کارهای روبنایی و فعالیت‌هایی که عمدتا اقتصادی است و با معاش مردم ارتباط دارد برای مردم قابل قضاوت است و مردم اینها را نیز مورد قضاوت قرار می‌دهند. ولی مباحث زیربنایی و سرمایه‌ای چه در این دولت و چه در دولت‌های گذشته کمتر به چشم می‌آید.

    آنطور که از نگاه مردم و نارضایتی‌ها گفتید می‌توان اینگونه برداشت کرد که مردم از اصلاح‌طلبان و دولت رویگردان شده‌اند؛ با این حال فکر نمی‌کنید عملکرد مجلس یازدهم نیز باعث خواهد شد که مردم در انتخابات به سمت اصولگرایان نیز نروند؟

    تجربه اینگونه نشان داده که وقتی یک گروه موفق نیست مردم با ضریب کمتر به سمت گروه دیگری می‌روند. زمانی که انتخابات مجلس ، ریاست جمهوری ، شوراها و … را رصد می‌کنید می‌بینید که این اتفاق بوده اما تصور و تحلیل من این است که اگر اصولگرایان از هم اکنون خود را برنده انتخابات بدانند شاید یک اشتباه محاسباتی باشد. به دلیل اینکه مردم ما در رای دادن غیرقابل پیش‌بینی هستند و به جز انتخاب مرحوم آیت‌ا… هاشمی تمام انتخابات ما در حقیقت با بهت و حیرت که چه کسی انتخاب شده همراه بوده است. خود مرحوم هاشمی در یک صحبتی می‌گفت اقبال به آقای روحانی ۵ درصد بود و یکدفعه به ۵۴ درصد رسید. پس این هیجان و غیرقابل پیش بینی بودن مردم وجود دارد که برگرفته از ضعف تحزب و احزاب قدرتمند در کشور است که بتوانند قشر خاکستری را با لکوموتیو خود به پای صندوق‌های رای بکشند و این واقعیتی انکارناپذیر است. ولی به هر جهت هیچ گروهی نمی‌تواند بگوید که من موفق هستم و به هر حال آنچه که در ظاهر نشان می‌دهد اقبال مردم به سمت اصولگرایان خواهد بود.

    مـــبــاحثی حـول محور اصولــگرایان مطرح می‌شود در جهت کاندیداتوری در انتخابات ۱۴۰۰ و خاصه از افرادی چون آیت‌ا… رئیسی، سردار محمد و احتمالا حضور آقای احمدی‌نژاد نام برده می‌شود؛ اساسا نگاه اصولگرایان را به انتخابات پیش رو را چگونه تبیین می‌کنید؟

    من هیچ موضع‌گیری نسبت به این موضوع نمی‌بینم و اصولگرایان در حال شکل دادن به ساختار وحدت خود هستند که کار خوبی است. همین شورای وحدت زمینه‌ساز یک اتفاق خوب است و شورای ائتلاف نیز قطعا به این موضوع کمک خواهد کرد. پیش‌بینی من این بود که اصولگرایان به یک وحدت خواهند رسید. مهم این است که وقتی شاخصه‌ها را تعریف می‌کنند این شاخصه‌ها از چه قرار است و چه کسانی می‌توانند در این شاخصه‌ها قرار بگیرند. شاید برخی افراد اصلا مصداق رجل سیاسی قرار نگیرند یا رد شوند. از این رو نمی‌توان از هم‌اکنون قضاوت کرد که چه کسانی قابلیت رای آوری دارند یا ندارند.

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.