نیویورک تایمز در گزارشی با تحلیل وقایع اخیر در آمریکا نوشت: در سال ۲۰۲۴، با نزدیک شدن انتخابات و پیروزی ترامپ، موجی از تحلیلها شکل گرفت که از «تغییر حالوهوای آمریکا» سخن میگفتند؛ تغییری که نه تنها سیاست انتخاباتی، بلکه فرهنگ عمومی، صفبندیهای حزبی، هنجارهای اجتماعی و حتی سبک زندگی آمریکایی را وارد مرحلهای تازه کند.
این تحلیلها پیروزی ترامپ را همسنگ انقلاب ریگان یا ظهور اکثریت دموکرات در دوران اوباما میدانستند و معتقد بودند که این کشور وارد مسیر جدیدی شده و به سمت «عظمت را دوباره به آمریکا بازگردانیم» حرکت میکند؛ مسیری که در آن سختگیریهای دوران همهگیری پایان مییابد، سیاستهای تنوع کنار گذاشته میشود، مرزها بسته میشود، مردسالاری و هنجارهای سنتی بازمیگردد و سرمایهداری بیمهار دوباره آزاد میشود. تصور غالب این بود که این تغییر نهفقط سیاسی، بلکه فرهنگی و اجتماعی است و قرار است ساختارهای قدرت، ارزشهای عمومی و حتی زبان سیاسی کشور را دگرگون کند.
اما این تصویر خیلی زود ترک برداشت. پادکستنویسانی که زمانی نقش روشنفکران ماگا را بازی میکردند، از ترامپ فاصله گرفتند و نشان دادند که بیشتر بادسنج سیاسی هستند تا نمایندگان یک پروژه فکری. اعتراضات مردمی علیه هوش مصنوعی و مراکز داده اوج گرفت و به بزرگترین واکنش عمومی پس از جنبشهای اشغال والاستریت و تیپارتی تبدیل شد. ترور چارلی کرک که ابتدا به نظر میرسید یک شهید فرهنگی برای ماگا بسازد و نسل جدیدی از محافظهکاران جوان را شکل دهد، بهجای آن به بحرانهای داخلی در رسانههای محافظهکار انجامید.
جمهوریخواهان در انتخابات ویژه شکست خوردند. حتی پایگاه انجیلی ترامپ نیز با وجود وفاداری نسبی، نشانههایی از فاصلهگیری نشان داد.
در فاصله میان سوءقصد به ترامپ در باتلر، پنسیلوانیا، و پایان دوره وزارت ایلان ماسک در وزارت «بهرهوری»، به نظر میرسید که یک تغییر نسلی واقعی رخ داده است. تصور میشد که ترامپ توانسته اتحاد جدیدی میان میلیاردرهای سیلیکونولی و پایگاه سنتی خود در ایالتهای پساصنعتی ایجاد کند و حتی بخشی از رأیدهندگان جوان، سیاهپوست و اسپانیاییتبار را جذب کند.
این تصویر با حضور چهرههای ثروتمند در مراسم تحلیف و حمایت مالی گسترده برخی مدیران فناوری تقویت شد اما با بررسی دقیقتر روشن شد که این اتحاد بیشتر شبیه همکاری چند مدیر ثروتمند با رئیسجمهوری بود که به آنها اجازه میداد از نظر سیاسی راه خود را در پیش بگیرند. در سانفرانسیسکو و سیلیکونولی، ترامپ تنها چند هزار رأی بیشتر از سال ۲۰۲۰ کسب کرد؛ عددی که با ادعای «چرخش فرهنگی ماگا» همخوانی نداشت.
محبوبیت ترامپ از روز تحلیف تا امروز روندی نزولی داشته است؛ از مثبت ۱۲ به منفی ۱۹ رسیده و در میان مستقلها به منفی۵۰ سقوط کرده است. در میان جوانان، محبوبیت او تا ۵۰ درصد کاهش یافته است. در میان سیاهپوستان، محبوبیت خالص او از منفی ۹ به منفی۵۰ رسیده و در میان اسپانیاییتبارها نیز حدود ۲۰ درصد کاهش داشته است. حتی پایگاه سفیدپوست طبقه کارگر که در دوره اول وفادار مانده بود، این بار به سرعت از او فاصله گرفته است. این کاهشها نشان میدهد که حمایت از ترامپ در ابتدا نیز آنقدر که تصور میشد قوی و پایدار نبوده است. در دوره اول، تحلیلگران از «تفلون دان» سخن میگفتند؛ اما در دوره دوم، هیچ نشانهای از مصونیت سیاسی دیده نمیشود و ترامپ در همان محدوده محبوبیت جورج دبلیو بوش در دوره دوم قرار گرفته است.
جشنهای ۲۵۰ سالگی آمریکا نیز نمادی از این افول بود. برگزارکنندگان نزدیک به کاخ سفید نتوانستند ستارههای بزرگ را جذب کنند و فهرست اجراکنندگان به نامهایی مانند فلو رایدا، وانیلا آیس و نیمه زنده میلیوانیلی محدود شد. بسیاری از هنرمندان اعلامشده به سرعت انصراف دادند و یکی از وزرای کابینه آنها را «بیعرضه» خواند. این مراسم بیشتر به پایان یک دوره شباهت داشت تا اوج قدرت فرهنگی. حتی جو روگان که زمانی بهعنوان چهره محبوب راست شناخته میشد، در سال ۲۰۲۶ بخش زیادی از وقت خود را صرف انتقاد از ترامپ کرد.
در سیاستگذاری، جنگ تعرفهای ترامپ تورم را افزایش داد، دوجکوین بیارزش شد و سیاستهای مهاجرتی خشونتآمیز حتی رأیدهندگان حامی کنترل مرز را نیز از او دور کرد. حملات خارجی آسیبپذیری آمریکا را آشکار ساخت و قیمت نفت و کالاها افزایش یافت. بسیاری از وعدههای انتخاباتی او نیز از ابتدا غیرقابل تحقق بودند و اکنون رأیدهندگان با واقعیت حکومتی ناکارآمد و آمیخته با فساد روبهرو شدهاند. اقدامات اجرایی او در دادگاهها با مانع مواجه شده و برخلاف تصور اولیه، او نتوانسته ارتشی از وفاداران ایدئولوژیک بسازد. حتی در استخدام افراد برای مشاغل کلیدی نیز با مشکل مواجه است.
در حوزه فرهنگی، برخی تغییرات پایدارتر بودهاند؛ مانند کاهش توجه به قاعده مشهور به «تنوع، برابری و شمول» (DEI)، بازگشت آزمون ورود به دانشگاهها موسوم به S.A.T، نگرانی درباره نژادپرستی همچنان بالاست و واکسیناسیون عمومی نیز با وجود کاهش جزئی، همچنان در سطح بالا باقی مانده است. اینترنت کمی راستگراتر شده اما مشخص نیست این تغییر پایدار است یا نتیجه سرمایهگذاریهای سنگین بر پلتفرمها و الگوریتمها بوده است.
در مجموع، بسیاری از تصورات درباره «تغییر جدی در فرهنگ عمومی و اجتماعی آمریکا در سلطه ماگا، اغراقآمیز بودهاند. آمریکا از برخی حساسیتهای دهه ۲۰۱۰ فاصله گرفته اما نه به اندازهای که بتوان آن را یک چرخش تاریخی دانست.
بیشتر تغییرات چند درصدی هستند و نمیتوان از آنها یک روایت بزرگ ساخت. نتایج انتخاباتی تصویر کاملی از کشور ارائه نمیدهند و سیاستمداران نیز تجسم معنای ملی این کشور نیستند، هر بار که بر اساس تغییرات کوچک، داستانی بزرگ درباره کشور ساخته میشود، پایههای آن به سرعت فرو میریزد، همان گونه که ماگا، داستان ماندگاری نبوده است.
منبع: ایرنا





ثبت دیدگاه